تبليغاتX

هفته نامه
تاتر ، سينما ، موسيقي
دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 15:52
سرمایه: بعد از نامه 12 کارگردان شاخص سینما و هشت نمایشنامه نویس صاحب سبک تئاتر حالا نوبت 34 تن از بازیگران سینما و تئاتر است که در نامه ای همراهی خود را با جریان مردمی که از خرداد امسال و بعد از انتخابات به راه افتاده است، اعلام کنند.جریان حوادثی که پیش از انتخابات ایران آغاز شد و به وقایع بعد از آن رسید همچنان ادامه دارد. در این میانه هنرمندان رشته های مختلف نشان داده اند همراه مردم هستند. چند هفته پیش 12 تن از کارگردانان سرشناس سینما در نامه ای با استناد به برخی از اصول قانون اساسی خواستار رسیدگی نمایندگان به موارد نقض آن شدند.بعد از این کارگردانان نیز هشت تن از شاخص ترین نویسندگان تئاتر با انتشار بیانیه ای ضمن همراهی با حرکت های مردمی اعلام کردند راوی اتفاقات روی داده خواهند بود. چندی پیش نیز بعد از تحریم دوسالانه کاریکاتور ایران توسط بیش از 100 کاریکاتوریست جمعی از مستندسازان به دلیل آنکه محروم از به تصویر کشیدن وقایعی که در این روزها در ایران رخ داده هستند؛
 اعلام کردند در جشنواره سینما حقیقت شرکت نمی کنند.

حالا 34 تن از بازیگران سینما و تئاتر که در میان آنها چهره های جوان و شاخصی به چشم می خورد با انتشار نامه ای گفتند آنچه را که نمایشنامه نویسان از واقعیت های جامعه بنویسند بازی خواهند کرد.
در این نامه که امضای بازیگرانی چون بهزاد فراهانی، ترانه علیدوستی، پانته آ بهرام و حبیب رضایی پای آن است آمده است: «ما می خواهیم راستی را روایت کنیمغ...ف.پرده کنار می رود. روشنایی...ما می خواهیم چشمان بسته بر آنها را باز کنیم، گفته های آنان را بر زبان مان جاری کنیم و جان ببخشیم شان بر صحنه، جاودانه شان کنیم؛ هرچند گام آنان بر خاک سرزمین بود و گام ما بر خاک کهن صحنه- خانه کوچک مان؛ همه آنچه که داریم. ما صدا می زنیم شما را قلم زنان و نمایش نویسان، که بنگارید روایت صادقانه این روزگار را، و بدانید ما بازیگران به واژه واژه تان وفادار خواهیم بود و پاسداری خواهیم کرد از نقش هایی که از امروز برای امروز و آیندگان می نویسید. خون نقش های ما اینک در جوهر قلم شماست که باید بر صفحه سپید کاغذ- تاریخ- نقش ببندد و اکنون ما درخواست می کنیم از دیگر همکاران مان و کارگردانان و صحنه گردانان، که به احترام عشق مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پیش چشمان مان است، همچون همیشه، صداقت و راستی را به صحنه بیاورند تا هنرپیشگی مان، صداقت پیشگی را یادآور شود. ما می خواهیم راوی صداقت باشیم؛ راوی راستی و درستی.»
حمید ابراهیمی، خسرو احمدی، پانته آ بهرام، مهدی پاکدل، جواد پورزند، امیر جعفری، بهناز جعفری، بابک حمیدیان، رویا دعوتی، سحر دولتشاهی، پیام دهکردی، ریما رامین فر، مریم رحیمی، لیلی رشیدی، حبیب رضایی، بهاره رهنما، علی سرابی، مهدی سلطانی، سهراب سلیمی، سهیلا صالحی، مهرداد ضیایی، ترانه علیدوستی، عباس غفاری، بهزاد فراهانی، مریم کاظمی، باران کوثری، آیدا کیخایی، علا محسنی، داریوش موفق، رحیم نوروزی، افشین هاشمی، هدایت هاشمی، کاظم هژیرآزاد و هوشمند هنرکار.
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 0:18

سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران) نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی است. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است.

www.abbasd.blogfa.com  سیمین بهبهانی سیمین بهبهانی در مراسم سالمرگ شاملو www.abbasd.blogfa.com

زندگی:


سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل است. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند.

مادر او فخرعظما ارغون (۱۳۱۶ ه.ق - ۱۳۴۵ ه.ش) دختر مرتضی قلی ارغون (مکرم السلطان خلعتبری) از بطن قمر خانم عظمت السلطنه (فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظما ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد.

پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۰۹ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد.

سیمین بهبهانی ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود نامبردار شد ولی پس از وی با منوچهر کوشیار ازدواج نمود. او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.

او در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، حال انکه در رشته ادبیات نیز قبول شده بود. در همان دوران دانشجویی بود که با منوچهر کوشیار آشنا شد و با او ازدواج کرد. سیمین بهبهانی سی سال-از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۶۰- تنها به تدریس اشتغال داشت و حتی شغلی مرتبط با رشتهٔ حقوق را قبول نکرد.

در ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی در آمد . سیمین بهبهانی ، هوشنگ ابتهاج ، نادر نادرپور ، یدالله رویایی ، بیژن جلالی و فریدون مشیری این شورا را اداره می‌کردند . در سال ۱۳۵۷ عضویت در کانون نویسندگان ایران را پذیرفت .

در ۱۳۷۸ سازمان جهانی حقوق بشر در برلین مدال کارل فون اوسی یتسکی را به سیمین بهبهانی اهدا کرد . در هین سال نیز جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت را سازمان نظارت بر حقوق بشر (HRW) به وی اعطا کرد.

 

اشعار:


برخی از معروف‌ترین غزل‌های او با این ابیات آغاز می‌شود:

شلوارتاخورده دارد مردی که یک پا ندارد           

                       خشم است وآتش نگاهش،یعنی تماشا ندارد            

***


دوباره می‌سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش  

                              ستون به سقف تو می‌زنم،اگرچه بااستخوان خویش

 

آثار:

سه‌تار شکسته (۱۹۵۱)      جای پا (۱۹۵۴)     چلچراغ (۱۹۵۵)     مرمر (۱۹۶۱)

رستاخیز (۱۹۷۱)     خطی ز سرعت و آتش (۱۹۸۰)     دشت ارژن (۱۹۸۳)   

 کاغذین‌جامه (۱۹۹۲)    یک دریچه آزادی (۱۹۹۵)    مجموعه اشعار (۲۰۰۳)

 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفی | موضوع: | لينک ثابت |
یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 21:45

www.abbasd.blogfa.com  سالروز درگذشت فرهاد مهراد 

 

                                               

سالگرد درگذشت فرهاد مهراد

                                                 

فرهاد مِهراد:

فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲، تهران - ۹ شهریور^ ۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کرد.

زندگی‌نامه:

 سال‌های کودکی:
فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد^. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که سازی برای او تهيه کنند. با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.

 

سال‌های جوانی و شهرت:
بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.

پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند.

در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.

پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.

در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد. در ماجرای محاکمهٔ غلامحسین کرباسچی یادداشتی در روزنامهٔ توس (۱۸ مرداد ۱۳۷۷) چاپ کرد تحت عنوان «معرفت آقای شهردار» که در آن به حمایت از کرباسچی پرداخته بود.

سال‌های پایانی و بیماری:
پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور^ همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.

 

آهنگ‌ سازی:
تو را دوست دارم، شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
نجوا(اصل آهنگ از منفردزاده)
خواب در بیداری، شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
برف، شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
کوچ بنفشه‌ها، شعر از شفیعی کدکنی
خیال خوشی، شعر از ویلیام شکسپیر
کتبیه، شعر از فریدون رهنما
گاندی، ‌شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
‌ وقتی که بچه بودم،‌ شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)

آلبوم‌ها:
اسیر شب
آئینه‌ها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعی‌زاده - شعر: اردلان سرفراز
هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری
وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده
خواب در بیداری
برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان
فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد

 

ترانه‌ها:
مرد تنها از آلبوم خواب در بیداری - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری) - شعر: شهیار قنبری
شبانه ۱ - موسیقی: اسفندیار منفردزاده - شعر:احمد شاملو
خسته - موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری) - شعر: عباس صفاری
آوار - موسیقی: فرهاد - شعر: شهیار قنبری
جمعه - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خداحافظ رفیق) - شعر: شهیار قنبری

 

        بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران 
                    

                     کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

 www.abbasd.blogfa.com  آرامگاه ابدی زنده یاد فرهاد مهراد

اولین باری که این عکسو دیدم فقط گفتم:

خانه نو مبارک عمو فرهاد

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفی | موضوع: | لينک ثابت |